مثل خانم
Tuesday, October 31st, 2006
شب رفتم حمام و با همون موهای خيس خوابيدم. صبح که بيدار شدم اين موهای وحشی به هيچ عنوان رام نمي شدند. به مدل قمر خانم محکم بستمشون پشت کله ام و گفتم داون تاون که رسيدم ميرم اولين آرايشگاه توی راهم و اول ميگم موهام را سشوار بکشه و بعد ميرم سر کار. شيک و مرتب. مثل خانم
از قطار پياده شدم و رفتم توی يک آرايشگاه نه چندان کوچک. يک آقايی اومد جلو و گفت بفرماييد
بنده هم گفتم ميخوام موهام را براشينگ کنم. يک نگاهی انداخت و گفت براشينگ کنی؟ گفتم بله. گفت باشه. در يک کشو را باز کرد و چند تا برس بهم نشون داد و گفت هر کدوم را ميخوای بردار و براشينگ کن . گفتم خودم که نه. ميخوام شما براشينگ کنين.
گفت ما ؟ گفتم بله ديگه. ای بابا.. اينها کی هستند ديگه …
يه ذره اين پا و اون پا کرد و رفت اون طرف و به يکی از آقايون که اون طرف بود گفت ميتونی موهای اين خانم را براشينگ کنی؟ اونم نگاهی کرد و يک ذره اين پا و اون پا کرد و گفت باشه
من هم حسابی گيج شده بودم و نمی فهميدم اشکال از چيه ؟ از موهای من ؟ از ريخت من ؟ از قيافه من ؟ از چی آخه؟
بالاخره من را بردن به سمت يک صندلی و نشوندن روبروی يک آينه . ديدم يه جوريه انگار… چرا جلوم يک کاسه دستشويی است ؟ اين همه تيغ چيه ؟ اصلن انگار توش يه اشکالی داره که کاشف به عمل اومد بنده به جای آرايشگاه مختلط تشريف برده بودم به آرايشگاه مردانه .
به نظرم اينها هم به جنسيت من شک کرده بودن و جرات نکرده بودن بگن که فقط پذيرايی آقايون هستن.
آقا من را ميگين ؟ سرم را انداختم زمين و دعا دعا ميکردم زودی اين آقا سشوار را بکشه و من دمم را بذارم روی کولم و در برم.
چپ و راست هم آدم ميومد اون تو که مو کوتاه کنه و ريش بزنه و حتا واکس به کفشش! بنده هم مثل زی زی گولو آسی پاسی درا کوتا تا به تا اون وسط عين نخود توي شله زرد نشسته بودم و همه کلی چپ چپ بهم نگاه ميکردن که اين خانم با اين همه آرايشگاه چرا اومده تو آرايشگاه مردانه؟
خلاصه صبحی به من گذشت که نگو ….
ولی آخرش مهم بود که با موهای سشوار زده و مرتب رفتم سر کار. مثل خانم