از اصفان تا کره

 

چند رو پیشا مهمونی اصفانی داشتیم. گفتیم خوبس غذارم ببریم تو کاری اصفان آ اصفانی

بابام رفتن آ دو تا قمری خریدن. ماش آ پیاز آ گوشتم که داشتیم. ریختیم همه را رو هم آ دیدیم انگار قمری اش کمه . این دفعه من رفتم آ سه تا قمری دیگه خریدم آ زیری غذا را نصفه شب روشن کردیم تا فردا ظهر که مهمونمون اومد داشت غل آ غل می کرد. یه آلبالو پلو هم گذاشتم کنارش آ چه یکشنبه اصفانی گذروندیم

دیروزم از رستورانی کره ای ها رفتیم آ کیم-چی خریدیم آ امروز ناهار مهمونی کره ای ها شدیم آ چی چی تند بود آ مینواخت

این ماشا قمری ام اگه تند نباشه ماشا قمری نمیشه وا . ماشا قمری ما وم تا بخی تند و تنیز شده بود آ مینواخت

 


Leave a Reply